تبليغاتX
فستیوال فصلی انجمن های ادبی ملایر

فستیوال فصلی انجمن های ادبی ملایر

جشنواره فصلی انجمن های ادبی ملایر

 در حال هماهنگ کردن برنامه ای هستیم که انشا الله به مرور زمان آثار برگزیده جشنواره را در هر سه بخش برایتان روی وبلاگ جشنواره اماده کنیم .

در ابتدا نیز داستان سیب درشت  قرمز نوشته ی سرکار خانم شادی اصلاح را برایتان در نظر گرفتیم . این داستان در جمع ۲۱ داستان برگزیده تابستان ۸۸ موفق به کسب عنوان سوم جشنواره با حداکثر امتیاز شد .

 

سیب درشت قرمز

آقا در امام زاده كه رسيديم، وايساديم و پشت سرمونو نگاه كرديم. ديديم كسي دنبالمون نيست آقا يه نفس راحت كشيديم. سيبه هنوز تو دستمون بود. آقا نمي دونين چه بويي مي داد. اصلاً آدم هوش و حواس براش نمي موند. همين كه اومديم توي امام زاده، رفتيم لب حوض فيروزه. آقا ما عاشق اين حوض فيروزه ايم. روزگاري داريم با اين حوض. دو سه روزه كه آب همين حوض هم نهارمونه و هم شاممون. از اون موقع كه با پسر عباس آقا دعوامون شد و عباس فرش فروش از مغازه اش پرتمون كرد بيرون، جز آب اين حوض فيروزه اي هيچي نخورديم آقا. اصلاً ما هر چي مي كشيم از دست شكممونه. داشتيم         مي گفتيم. لب حوض فيروزه نشستيم و سيب قرمزه رو پرت كرديم توي حوض. آقا نمي دونين چه صحنه اي بود. عينهو توي فيلمها. آقا رنگ قرمز، وسط اون همه كاشي فيروزه اي. نمي دونيم يه ربع بود، نيم ساعت بود، چه قدر بود كه ما زُل زده بودیم به اين سيبه و حواسمون به هيچ چي ديگه نبود. به خودمون اومديم ديديم روده كوچيكه داره روده بزرگه رو ناكار مي كنه. آقا دست برديم سيبه رو برداشتيم. آقا يه بويي مي داد. با دستمال چارخونـه ي يزديمون خشكش كرديم. آقا اين دستماله رو مي گيم. يادگار آقاي خدا بيامرزمونه. ننه ام مي گفت آقام جوونياش كسي بوده براي خودش. چارشونه، تخت سينه اش اين هوا، دور بازوشم كه قربونش برم. دستمال يزدي هميشه دور گردنش بوده. زير بازارچه مي چرخيده و از مردم باج سيبيل مي گرفته. اگه مي دونست روزگار بچه اش به اين سگي مي شه شايد اين كار رو نمي كرد.

آقا تا سيبه رو خشكش كرديم، يه نگاهكي بهش انداختيم اما دلمون نيومد لب بهش بزنيم. آقا انگار يه چيزي تو كلمون مي گفت: « اصغر، نخور. كارد بخوره به اون شكمت. كوفت بخوري. همينت مونده مال دزدي از گلوت بره پايين.» يهو از فكر خوردن مال دزدي موهاي تنمون سيخ شد. آقا...اصغر؟ اصغر و مال دزدي؟ آقا شايد نماز بلد نباشيم ولي هر روز خدا كه روزه ايم. درسته كه نماز نمي خونديم اما ديگه دزدي نمي كرديم. آقا تو حوض يه نگاه به خودمون انداختيم يه نگاه به سيب قرمز تو دستمون. كاريش نمي شد كرد آقا. از بچگي عاشق سيب قرمز بوديم. انگاري نافمونو با سيب قرمز بريده بودند. ننه ي خدا بيامرزمون آقا سر ما ويار سيب قرمز داشته و تا تونسته سيب قرمز خورده. ما هم اين جوري شيفته ي سيب قرمز شديم ديگه.

آقا ما هم گيج و منگ از در امام زاده زديم بيرون. سيبه رو نخورده بوديم. همون صدا تو سرمون مي گفت:« اصغر، بابات خوب، ننه ات خوب، بيا و از اين سيب بگذر.»  آقا همين جوري كه سرمونو انداخته بوديم پايين و راهمونو مي رفتيم، چشممون خورد به يه دونه از اين بچه ها كه با ترازو مي شينن كنار خيابون و چاقي و لاغري آدما رو اندازه مي گيرن يه دفترم مي ذارن كنارشون تا دل مردم رو ريش كنند. آقا ما اهل مدرسه رفتن نبوديم. خوشمون نمي يومد كله ي سحر پاشيم بريم مدرسه با دو سه تا تيتيش ماماني الف ب ياد بگيريم. به همين خاطر قيد درس و مدرسه رو زديم.

سر تونو درد نيارم آقا. حواسمون پرت بچه هه بود كه با كله رفتيم تو شكم آسيد حسين. آقا شما بگين. آسيد حسين خيلي آقاست. وقتي مي ياد تو مسجد كلاغ ها هم به احترامش سكوت مي كنن. نه كه فكر كنين پاچه خواري اش رو مي كنيم و همين حالا كه كنارمونه مي گيم. نه خدا شاهده. هميشه و همه جا مي گيم يه آقا، اونم آسيد حسين. البته شما هم آقايي.  آقا داشتيم مي گفتيم. همين چيزي كه برا شما گفتيم براي آسيد حسين هم تعريف كرديم. آسيد حسين اومد دست ما رو گرفت و بلندمون كرد. يك آن خيال كرديم مي خواد ور داره ما رو ببره كلانتري. آقا ديديم نه. اوردمون خدمت شما. نمي دونيم چي بهتون گفت ولي هرچي گفت، آقا، دستش درد نكنه.

 آقا از در امام زاده كه بيرون مي يومديم، يه نگاه به حوض فيروزه اي انداختيم. عكس امام زاده توش افتاده بود. از هميشه بزرگتر. آقا انگاري خدا هم بزرگتر شده بود. 

آقا شما خيلي مردي. خيلي با معرفتي كه گذاشتي ما بيام وايسيم در مغازه ات. آقا به خدا كه اين قدر بزرگه قول مي ديم كه مغازه ات رو بپائيم. قول مي ديم كه چشم از ميوه هات برنداريم. هركي خواست دست به اونا بزنه، دستشو مي شكنيم. آقا قول مي ديم حواسمون به ميوه ها باشه. به سيب ها.

 به سيب هاي درشت قرمز...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 4:20  توسط جمعی از هنرمندان ملایر  | 

 

سخنرانی کمال شفیعی در جمع هنرمندان ملایری

کمال شفیعی : ملایر شاهرگ داستان نویسی و شعر کودک  استان همدان است .

کمال شفیعی شاعر جوان و توانای و البته نام آشنای همدانی که به منظور حضور در اختتامیه جشنواره فصلی به ملایر دعوت شده بود در سخنانی به انالیز ادبیات استان همدان و جایگاه ان در کشور اشاره کرد . وی ابتدا به سراغ افتخارات حاصل شده از سوی هنرمندان استان رفته و انتخاب  شاعران سال کودک و نوجوان را از میان شاعران همدانی و کسب عنوان بهترین شاعر جشنواره فجر از میان شاعران استان را یک تلنگر به مسئولین استان دانست که در اوج  بی خبری استعداد های بزرگی را در حال از دست دادن دارند . شفیعی همدان را از دیر باز مهد شاعران و نویسندگان توانا دانسته و از قلب ادبیات کشور به جای همدان اسم برد و ملایر را شاهرگ این قلب دانست . شفیعی گفت بدون شک و بی هیچ حرفی امروز تنها ملایر است که در داستان نویسی و شعر کودک توانسته بر تمام شهرهای استان پیشی گیرد . او ظهور نویسندگان جوان و شاعران کودک و نوجوان بزرگی را از ملایر نوید داد . شفیعی بزرگترین دلیل این پیشرفت چشمگیر را تنها وجود انجمن های ادبی قوی ملایر دانسته که به نوعی در کمترین امکانات ممکن دست به کاری بزرگ مانند چاپ کتاب و کسب عناوین برتر جشنواره های کشوری میزنند  . برگزیده شدن داستان نویسان تنها با سن و سال 14 تا 20 سال اتفاقی نیست بلکه حاصل سالها زحمت و کوشش شاعران و نویسندگان پیشکسوت است . وی به حمید هنرجو و غلامرضا بکتاش اشاره نمود و به نو نویسان دلگرمی داد که حتمن قرار نیست نویسنده ای در تهران یا اصفهان یا ... زندگی کند . گنج را در خرابه ها بجویند ...

به زودی متن کامل گفتگوی کمال شفیعی از همین وبلاگ به دست علاقمندان خواهد رسید .

 

 

کارگاه داستان نویسی با حضور مسعود سبزواری جوزانی

سبزواری  : امروز طنز برای خندیدن نیست برای به فکر انداختن  است

در حاشیه دیگر برنامه های جشنواره چهارم ملایر اولین کارگاه ادبیات طنز با حضور شاعران و نویسندگان طنز پرداز کشور در سالن اجتماعات کتابخانه علامه مجلسی برگزار گردید . این کارگاه که به منظور آشنایی نویسندگان و شاعران ملایر با نگاه نو به طنز معاصر با استقبال پور شور دوستداران ادبیات مواجه شد . ابتدا مسعود سبزواری جوزانی در باب ادبیات داستانی و در ادامه ناصر فیض در بخش شعر طنز به سخنرانی پرداختند . مسعود سبزواری با اشاره به سیر تحولات ادبی در نوع نگاه و فاصله داشتن زبان حال با ادبیات کلاسیک  گفت  که می بایست با حفظ نکات کلیدی موجود در آثار فاخر کلاسیک به سوی طنزی جدید برویم . نگاهی که در کنار لبخند ، تفکر آمیز باشد . وی با اشاره به کارهای چارلی چاپلین  وی را بزرگترین کمدین تاریخ دانست به این دلیل که برای خنده دست به لودگی و مسخره بازی نمیزد . سبزواری مشکل بزرگ نویسندگان حال و حاضر را در عرصه ی طنز انحراف ذهنی آنها دانست . به دنبال خنداندن مخاطب با استفاده از شگردهایی کلیشه ای و غیر ادبی ... ناصر فیض نیز در صحبت های خود به همین نکته اشاره داشت وی تیپیک بودن و موقتی بودن اشعار را ضعف بزرگ ادبیات طنز کشور دانست . دست گذاشتن روی نقاط حساسی چون سیاست و یا سکس و از این قبیل تنها به خاطر جذب مخاطب بیشتر را یک حرکت غیر حرفه ای دانست .  .در پایان نیز با اهدای جوائزی از مسعود سبزواری طنز نویس مطرح ملایری و ناصر فیض شاعر نام آشنای کشور تقدیر به عمل آمد.

 شایان ذکر است که به زودی فیلم و بورشور حاوی این سخنرانی ها و نکات کارگاهی جلسه ی فوق ، توسط انجمن شعر صریر آماده و پخش خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 4:21  توسط جمعی از هنرمندان ملایر  | 

چهارمین جشنواره فصلی ملایر در فضای طنز به کار خود پایان داد .

چهارمین دوره ی فصلواره انجمن های ادبی ملایر با معرفی بهترین های شعر و داستان ملایر در تابستان 88 به کار خود پایان داد این جشنواره با میزبانی انجمن شعر صریر در 16 مهرماه اختتامیه خود را  در حالی  برگزار نمود  که توانست به خوبی شایستگی هنرمندان شهر را به رخ مسئولین برساند .هرچند سه جشنواره قبی هم توانسته بودند با وجود تمام مشکات موجود در ادبیات استان حرکتی چشم گیز به نمایش بگذارند اما این جشنواره حال و هوای دیگری داشت . حضور 60 شعر کلاسیک و نیمایی در کنار 21 داستان ارائه شده به دبیرخانه اولین تفاوت جشنواره با جشنواره های اول و دوم و سوم بود .حجم ارائه آثار به دبیرخانه به حدی بود که دبیرخانه مجبور به حذف اشعار بی کیفیت و به عبارتی نا شعر شد . مهدی روزبهانی دبیر جشنواره و به نوعی مجری برنامه اختتامیه بود که این روزها خبر از انتخاب وی به جانشینی خانم واحدی ریاست انجمن صریر می باشد . گزارش کوتاه وی از چگونگی شکل گیری جشنواره چهارم و نحوه برگزاری مرحله به مرحله ی ان در کنار گزارشی کوتاه از فعالیت های انجمن شعر صریر قسمت عمده ی سخنرانی اولیه اش را در بر گرفت . حضور پر شور علاقمندان به ادبیات و پر شدن 80 درصدی صندلی های سالن مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خود گرمایی ویژه به مراسم داده بود . اما جدای از جشنواره و آثار و برگزیده گان چیزی که  توانسته بود جشنواره را از حال و هوای رسمی سه دوره خارج کند فضای طنز گونه برنامه بود . حضور دو شاعر خوب کشور در کنار چهره های طنز نویس شهرستان موجب شد تا حاضرین تا آخرین دقایق همراه برنامه شوند . دعوت از ناصر فیض شاعر طنز پرداز و مطرح کشور در کنار کمال شفیعی شاعر نو نویس همدانی  از  خوش یوم ترین اتفاقات این فصلواره بود . حرکتی که در چند سال گذشته شهرستان اتفاق نیافتاده بود . دعوت از بزرگان ادبیات کشور در جمع هنرمندان ملایری . حضور نویسندگان و شاعران مطرح ملایر نیز برنامه را خاطره انگیز نمود . پس از سخنرانی رمضانی ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ملایر . روزبهانی دبیر جشنواره متن اختتامیه جشنواره چهارم را قرائت نمود . پخش کلیپ جشنواره و نماهنگ کوتاه در کنار به تصویر کشیدن نامداران عرصه ی ادبیات ایران و دعوت از هنرمندان نویسنده و شاعر ملایر . مراسم حال و هوای رسمی خود را داشت ابتدا تعدادی از راه یافتگان به لیست نهایی داوری دعوت شدند و شعر خواندن . سپس از نویسنده طنز پرداز مسعود سبزواری جوزانی دعوت شد . سبزواری داستانی کوتاه از مجموعه نوشته های طنز خود را بازخوانی کرد . محمد جعفر غزاله نیز به نمایندگی از جامعه پیشکسوتان با تقدیم شعر خود به ناصر فیض چند شعر از مجموعه اشعار خود را به همراه دو شعر طنز قرائت کرد . غلامرضا بکتاش به مناسبت روز کودک برای حضار شعر خوانی نمود سپس مصطفی میرزایی مسئول انجمن نویسندگان مایر به نمایندگی از نویسندگان داستان خواند . پس از شعر و داستان هنرمندان ملایر کلیپ شعرخوانی ناصر فیض در محضر مقام معظم رهبری پخش شد و بعد از پخش کلیپ از وی برای شعر خوانی دعوت به عمل آمد . فیض حضور حاضرین را با این شور و شوق غافلگیرانه خواند . وی گفت که من تصوری دیگر از ملایر و هنرمندانش داشتم که با دیدن این جمعیت و این شاعران و نویسندگان بسیار جا خوردم . این کیفیت و این حجم شرکت کننده در یک جشنواره شهرستانی نشان از ذهن خلاق جوانان ملایری است که مطرح نشدن این نوابغ فقط کوتاهی مسئولین ادبی می باشد . وی با اشاره به گردهمایی شاعران طنز کشور به صورت دو ماهانه خبر خوشحال کننده ای را به مردم ملایر به ارمغان داد . برگزاری گردهمایی بزرگان طنز کشور به نام در حلقه ی رندان در آذر ماه سال جاری به میزبانی شهرستان ملایر با هزینه ی حوزه ی هنری استان تهران . وی در ادامه صحبت هایش شعر معروف کلید خود را برای حضار بازخوانی کرد که تشویق متوالی حاضرین را به همراه داشت . پس از فیض کمال شفیعی یکی دیگر از شاعران موفق این روزهای کشور و به خصوص استان همدان پشت تریبون آمد و جدیدترین اشعار خود را ارائه کرد . شفیعی نیز در خلال صحبتهایش ضمن تشکر از دبیرخانه جشنواره فصلی گفت : من مانند ناصر خان غافلگیر نشدم چون بارها با چشم خودم این حجم علاقمند را در ملایر دیده ام و با تک تک نویسندگان و شاعرانش دیدار داشتم . شفیعی با اشاره به این نکته که همدان یکی از قطب های ادبیات کشور می باشد ملایر را نقطه ی قوت این استان دانست و گفت که بدون شک ملایر هم اکنون قویترین داستان نویسان و شاعران کودک کشور را در خود دارد . وی پیشرفت شعر کلاسیک وئنیمایی را هم برای ملایر چشمگیر دانسته و نبود امکانات و ناتوانی نهادهای ادبی را دلیل این ضعف موجود در ملایر دانست . نکته قابل ذکر این جشنواره حضو ریاست دفتر اصناف ملایر بود که هزینه های جشنواره را به عهده گرفته بودند .  در کنار هنرمندان وعلاقمندان ادبیات ملایر غلامرضا سبزواری ریاست شورای اسلامی شهرستان . فریدون محمودی ریاست خانه ی سینمای ملایر – ریاست بنیاد شهید ملایر . ریاست دفتر اصناف و ریاست اداره و امور مساجد به چشم می خوردند . دکتر داود بیات در بخش شعر و مریم کرمی در بخش داستان کوتاه بیانه ی هیئت داوران را قرائت نمودند . در پایان هوشنگ جعفری از سوی داوران جشنواره – محمد مهدی بنیادی ریاست انجمن شهریار – نصرت ا... رمضانی ریاست اداره ارشاد – ولی ا... زمان یکی از پیشکسوتان و چهره ی ماندگار سال 87 ادبیات ملایر – به همراه ریاست دفتر امور اصناف و ریاست بنیاد شهید ملایر برای اهدای جوائز برگزیدگان به روی جایگاه رفتند .

هیئت داوران بخش شعر ( کلاسیک و نو )

دکتر داود بیات

غلامرضا بکتاش

 

هیئت داوران بخش داستان کوتاه

هوشنگ جعفری جوزانی

علیرضا روزبهانی

مریم کرمی

اولین دریافت کنندگان جوایز جشنواره بودند .

اهدای لوح تقدیر و سکه بهار آزادی به میهمانان جشنواره

ناصر فیض ( شاعر و طنز ژرداز نام آشنای کشورمان )

کمال شفیعی ( شاعر و منتقد ادبی - فعال در زمینه مطبوعات فرهنگی و هنری )

اهدای سکه بهار آزادی و لوح سپاس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به غلامرضا بکتاش به خاطر موفقیتهای ایشان در جشنواره های کشوری و انتخاب کتاب ایشان به عنوان کتاب سال کودک ونوجوان

اما در بخش برگزیدگان جشنواره در هر بخش دو اثر شایسته تقدیر و سه اثر موفق به کسب عناوین اول تا سوم شده اند . در بخش داستان کوتاه داستانهای زیر موفق به کسب عنوان شده اند

  لوح  تقدیر به نویسنده داستان ((جغد داخل حیاط می گوید وقت تمام شد )) سرکار خانم سمیه جلیلی زاده  

لوح تقدیر به نویسنده داستان ((چرکنویس )) سرکار خانم فاطمه موسوی

لوح تقدیر  مقام سوم نویسنده داستان (( سیب درشت قرمز)) سرکار خانم شادی اصلاح

لوح تقدیر و مقام دوم نویسنده داستان ((بیخوابی )) آقای مصطفی میرزایی پیهانی

لوح تقدیر و مقام اول نویسنده داستان (( کاشکی سگ بودم )) آقای سعید حسین پور

در بخش شعر نیمایی ( سپید )

نفر اول سرکار خانم نرگس بابا رئیسی

نفر دوم  آقای مصطفی اسدی

نفر سوم آقای علامراد شریفی

در این بخش از آقای کیومرث ابراهیمی و   نیز تقدیر به عمل آمد

در بخش شعر کلاسیک یا سنتی

نفر اول سرکار خانم شادی اصلاح

نفر دوم آقای محسن جعفری

نفر سوم سرکار خانم فاطمه قاسمی

در این بخش نیز هیئت داوران از آقای جواد غیاثوند  و سرکار خانم فاطمه رحمتی تقدیر به عمل آورد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 4:3  توسط جمعی از هنرمندان ملایر  | 

کریمی ُ روزبهانی و سبزواری داوران احتمالی جشنواره ی چهارم

خبرها ی زیادی به گوش میرسد از اسمهای عجیب و غریب و شهر های عجیب غریب تر اما چیزی که مشهود است به احتمال زیاد تمامی داوران بخش داستان از ملایر و از جمع نویسندگان و اساتید داستان نویسی انتخاب خواهند شد و بعد از قطعی شدن نام علیرضا روزبهانی نام مریم کرمی و مسعود سبزواری هم گویا به این لیست معلوم نیست چند نفره اضافه شده این در حالیست که کرمی ر جشنواره اول و روزبهانی در جشنواره چهارم یکبار داوری بخش داستان را به عهده داشتند . اما در بخش شعر هنوز هیچ احتمالی نیست بکتاش دکتر داود بیات و ... چند چهره برجسته ملایری مد نظر بوده اند که آیا با ایشان به نتیجه رسیده اند یا خیر هنوز خبر ی از سوی دبیرخانه به بیرون رخنه نشده است .البته این حساسیتها در بخش شعر برای شعر آنقدر بالا است که در هر دوره بر سر داوری آن و انتخاب داورها هر سه انجمن به مشکلات بزرگی بر خورده اند . به طوریکه به اجبار از شاعران غیر ملایری دعوت به همکاری شد که خود ایده بدی نبود ولی در جشنواره ی سوم این نظر یه هم رد شد و همه ی داورها از ملایر انتخاب شدند الی یک داور در بخش داستان .مشکلات مالی جشنواره و نبود اسپانسر های تامین کننده هزینه ها دال بر همه این مشکلات دارد . با ژایان گرفتن وقت قانونی تحویل آثار خبر تمید این جشنواره نیز به گوش میرسد مهمتر از تمدید وقت جشنواره انتخاب داوران خواهد بود . داورانی که مشکل ساز نباشند و مورد قبول اکثریت هنرمندان باشند . هرچند افشای نام داوران کاری بسیار اشتباه است به خاطر مسائلی که قبلا ژیش آمده اما اعلام نکردن نام ایشان نیز حضور کم شرکت کنندگان را در ژی خواهد داشت . باید منتظر ماند و دید که تا شنبه هفته آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و داوران بخش شعر چه کسانی خواهند شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:22  توسط جمعی از هنرمندان ملایر  | 

ناصر فیض میهمان اختصاصی مراسم پایانی

مهدی روزبهانی مسئول منتصبی انجمن شعر صریر و دبیر احتمالی چهارمین جشنواره فصلی ملایر در پاسخ به چگونگی داوری آثار این دوره از جشنواره علاوه بر توضیحات در مورد تفاوت های این جشنواره با هر سه دوره قبل داوری آثار را نیز شرح داد .

روزبهانی از ساخت نرم افزاری جهت ارائه کلیه آثار شرکت داده شده در هر سه بخش جشنواره به شرکت کنندگان در مراسم اختتامیه و همچنین وجود کارگاه آموزشی در خلال برنامه پایانی از دعوت یکی از سر شناس ترین چهره های ادبیات طنز کشور خبر داد . روزبهانی که این خبر را تنها در حد یک احتمال دانسته از حضور ناصر فیض در مراسم اختتامیه خبر داد وی همچنین داوری آثار را مانند سه دوره قبل عنوان کرد که با این تفاوت که داوران احتمالن همگی ملایری خواهند بود . روزبهانی تنها به نام علیرضا روزبهانی از میان چند داور انتخاب شده اشاره کرد و بس .

فعالیت دبیرخانه جشنواره چهارم با رهبری داود صفی و انتصاب مهدی روزبهانی در حالی به اوج خود رسیده که درست ۱۲ روز بیشتر به انتخابات هئیت مدیره این انجمن باقی نمانده .بایست منتظر ماند تا رئیس جدید این انجمن انتخاب شود اما چیزی که مشهود است این می باشد که روزبهانی دبیر جشنواره باقی خواهد ماند . جشنواره چهارم درست سی و یکم شهریور با اتمام مهلت دریافت اثر وارد مرحله ی اجرایی و سنگین خود خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 2:51  توسط جمعی از هنرمندان ملایر  |